تبليغاتX
تنهایی سگ است
تنهایی سگ است

گفتم صنما؟

گفت چیَه؟

گفتم کاش...

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 5:17 توسط تنها| |
گفت: می باید تو را تا خانه ی قاضی برم

گفت: هه!... حالا من "فراموشی واجب"ام، مست می کنم، تو چته اوور دوز کردی محتسب؟!!!

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 22:26 توسط تنها| |
من انسانی هستم متولد دی ماه. ماه بز

اما کاش بزی بودم ... در طویله ای دموکراتیک!!

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 1:44 توسط تنها| |

کار به مرام و مسلکش هم که نداشته باشی، دستکم بر سلیم النفس بودنش دوست و دشمن صحه گذاشته اند و می گذارند. سال ها پیش که انقلابی گری مد بود و او را هم چیزی نمانده بود به مسلخ ببرد کمااینکه در برخی موارد هم برد، با همان نگاه متین و درست و مدارا منش و  قانون مدارانه اش گفته است:

 

"... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست."

ّ«مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه‌ی دوره‌ی اوّل مجلس شورای اسلامی»

 

فارغ از اعتقادمان به درستی یا نادرستی مشی و منش بازرگان باید دید وقتی او چنین می گوید حجت بر همه ی حبس کشیدگان میانسال امروز که شوری انقلابی و سری پر ز باد داشتند دیروز،  تمام است و بر آنها حرجی نیست. استخوان هم که نخواهیم لای زخم بگذاربم و از نقش همین ها در باب شدن برخی جریانات بگوییم، با چشمان اشکبار و نگران باید گفت:

 "به امید آزادیشان"

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:24 توسط تنها| |

"آنکه می خندد خبر هولناک را نشنیده است."

برتولت برشت

تکرار جمله ی زیبا و عمیق آقای برشت گاهی نشان از فهم نقل کننده و عمیق بودنش دارد. اما از آنجا که تکرار طوطی واره ی این قبیل جملات را نشانه ی روشنفکری و فهم نمی دانم با اجازه ی آقای برشت که به او ارادتی ویژه هم دارم با استفاده از کلام زیبای ایشان چند جمله می نویسم که به نظر خودم اگر نغز و پرمعنی هم نباشند، دستکم پُربیراه و سطحی هم نیستند:

آنکه می خندد خبر هولناک را کاملا شنیده است

آنکه می خندد کلا خبر هولناک را شنیده است

آنکه می خندد کلا خبر هولناک شنیده است

آنکه می خندد هر روز و شب و هر دم و هر لحظه خبر هولناک را شنیده است

آنکه می خندد کلا فقط خبر هولناک را می شنود.

آنکه می خندد ....

جمله های بسیاری بر همین نسق می توان نوشت که چندان هم پربیراه نمی گویند.

به هرحال انگار چیزهای مهم زندگی در جاهای دیگرست آنطور که می گویند، نه در فهم و فکر. و توصیه ی موکد دارند که نباتی باشید و نباتی رشد کنید تا کمتر بفهمید و زندگی مناسبی داشته باشید.۱


۱: نصیحت داریوش غریب زاده برنده ی سیمرغ بلورین جشنواره فجر در بخش فیلم کوتاه و تجربی که می گفت مایلم فرزندانم نفهمند و نباتی رشد کنند درسشان را بخوانند پستی و منصبی بگیرند و زندگی راحتی داشته باشند تا مثل من اسیر زیر زمین چاپخانه و کارگری نشوند. آنهم به کوله باری از احساس و فهم اضافه! (فهم اضافه اصطلاح خودم است البته!)

پ.ن: حسب اطلاع جناب آقای عبدالحسین شریفیان مترجم شهیر شهر ما به علت بیماری در سن ۸۳ سالگی در تهران در گذشت. وی مترجم اغلب آثار هرمان هسه بود و یگانگی در کارهایش مشهود. فردا بعد از ظهر مراسم یابودی از آن شخصیت به یاد ماندنی در شهر ما برگزار خواهد شد که جزییاتش توسط اعلان ها به اطلاع عموم رسانده می شود.

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:7 توسط تنها| |